کابل (پژواک،٣ ميزان ٩٢ ): “موسيقى، بحر خيلى پهناوراست؛ هر قدر در اين بحر شنا کنى، هنوزهم تمام نميشود و با چيزهاى بيشتر از گذشته آشنا ميشوى.”
پراديس، با يک روش کاملاًُ جديد درعرصۀ موسيقى پا نهاده است؛ هنرى که در افغانستان هنوز مردم باآن آشنا نيستند؛ اما تازه در يگان آهنگ به کار رفته که شمار آن خيلى اندک و تاثير آن در موسيقى خيلى زياد محسوس است.
اين آوازخوان، در مصاحبۀ اختصاصى با آژانس خبرى پژواک گفت: “من در سال ٢٠٠٤ رفتم ايران، آنجا کورال (کورس) را در يکى از کورسهاى موسيقى فراگرفتم؛ چون مسلک کاملاً جديد در هنر موسيقى بود؛ اما اين آموزش را بنابر تعصبات مذهبى که در آن کشور فراهم بود، نتوانستم ادامه بدهم.”
(کورس) عبارت از خواندن موسيقى به گونۀ گروپى است که آن پارچه، دربالاى پرده و يا پايان پردۀ موسيقى اجرا ميگردد.
پراديس، دخترى است که هميشه درهنر به دنبال ابتکاراست، او در ابتدا دوست داشت که آموزش هنر “رپ” را در پيش گيرد؛ اما متوجه شد که اين هنر، آرام آرام راهش را به سوى راديو و تلويزيون باز کرد.
يک پارچه آهنگ حماسى رپ پراديس که در مورد مظلوميت زنان و جنگ در وطن است، از طريق بعضى تلويزيون هاى خصوصى در کابل نيز نشر ميشود که به اصصلاح مردم، گُل کرده است.
پراديس، با لهجۀ شيرين که از آن صفا و صميميت مى بارد، ميگويد که پس از تعقيب کورس در مدت يکسال، اين هنر را در خانه فرا گرفت، سپس به سبک ايران و امريکايى به تمرينات خود در اين عرصه ادامه داد؛ وقتى در ايران بود، ميخواست “رپ” درى بخواند؛ اما در مورد چهارسبک (کورس رپ، هيپ هاپ، آراندلى و پاپ) آموزش ديد.
وى در رابطه به اين بخش هاى هنرى گفت که اين چهار بخش، تقريباً مشابه هم اند.
پراديس گفت: “از اينکه زمينۀ آموزش هنر برايش درآنجا فراهم نبود؛ متاثرم چون من هنگامى بيشتر موفق ميبودم که يک هنر را پيگيرى ميکردم.”
اين دختر با استعداد، افزود که بحر موسيقى خيلى پهناوراست، هر قدر در اين بحر شنا شود، هنوزهم تمام نمى شود و انسان با چيزهاى بيشتر از گذشته آشنا ميشود.
وى علاوه کرد که تا کنون، هفت آهنگ به لسان هاى درى و انگليسى دارد و در اين اواخر، روى يکى از آهنگهاى درى که شعرش از سهراب سيرت است، کار ميکند.
پراديس گفت: “چند جاى دعوت شديم و درحال بستن قراردادها براى همکارى با آهنگهاى شمارى از هنرمندان در تاجکستان وافغانستان استيم، قبلاً در افغانستان گروه ما را نميشناختند؛ اما حالا که کم کم به شهرت ما پى ميبرند، شايد چانسهاى خوبى فراراه ما قرار گيرد تا بيشتر پله هاى شهرت را بيازماييم.”
به گفتۀ وى، تا جاييکه آنها براى اجراى “کورس” اشتراک کرده اند هم آوازخوان و هم مردم در مورد شان قضاوت خوب داشته اند.
اين آوازخوان سيستم جديد موسيقى افزود که با نوتهاى موسيقى، آشنايى داشته و به گيتارهم دسترسى دارد و صداى خود را ميتواند از لابلاى تارهاى گيتار بهتر و زيبا تر بکشد.
پراديس گفت: “وقتى گيتار مينوازم و آهنگ ميخوانم، خود را خيلى راحت احساس ميکنم. من کورس گيتار راهم در ايران آموخته و آن را خوب مينوازم.”
وى علاوه کرد که صداى غزل سادات، مژده جمال زاده، فرهاد دريا و آريانا سعيد را دوست دارد؛ اين تيپ هاى خيلى پذيرفتنى در موسيقى معاصر کشور استند؛ هرکدام اينها شنوندگان خود شانرا دارند؛ به ويژه جوانان بيشتر شايقين صداى اين هنرمندان اند.
پراديس افزود: “هرگاه بخواهم آوازخوان شوم، ميخواهم از آريانا سعيد که امروز صدا و حرکات جالبش، به دل و ديدۀ هر هموطن ما چنگ ميزند؛ پيروى کنم.”
اين آوازخوان که در ولايت هرات متولد شده گفت که بيشتر شعرهاى سهراب سيرت را ميخواند. شعر دختر افغان را خودش ساخته و در اين اواخر، روى يکى از شعرهاى “سيرت” کارميکند.
پراديس در رابطه به روند پروسۀ موسيقى در کشور، به اين باور است که وضعيت موسيقى در افغانستان روز به روز خوب ميشود.
وى برنامه هاى “صداى افغانستان” و “ستاره افغان” را در راه فرصت دادن جوانان به دستيازى شان در عرصۀ موسيقى ستايش کرد و گفت: “من اين دو برنامه را خيلى دوست دارم؛ زيرا اينگونه برنامه ها انگيزه خوبى ميشود براى جوانانى که ميخواهند هنر موسيقى را فرا بگيرند.”
به گفتۀ پراديس، وى از شش سالگى به ايران رفته و تا صنف ١٢ درآنجا درس و هنگاميکه ميخواسته پوهنتون را درآنجا فرا بگيرد، توسط پوليس ايران لت و کوب شده است.
اين آوازخوان علاوه کرد: “وقتى ميخواستم برم دانشگاه، از دست پوليس ايران کوتک(مُشت) خوردم، همچنان چندين مرتبه در راه کورس، اين حالات مرا مجبور ساخت تا دو باره به کشور خودم باز گردم…”
به باور پراديس، هيچ جايى به ارزش خانۀ خود انسان برابرى نميکند.