خدمات پژواک

بخش عکاسى پژواک

پوشش خبری انتخابات

صفحه ویژۀ معادن

Afghan Peace Process Special Page

خدمات پيام هاى تجارتى پژواک

Daily Newsletter

Language
Sending Time (GMT / Kabul time)

عيد براى زندانيان پلچرخى آزاردهنده است

عيد براى زندانيان پلچرخى آزاردهنده است

Sep 01, 2017 - 09:44

کابل (پژواک، ۱۰ سنبله ٩٦): محبوسين محبس پلچرخى کابل مى گويند که روزهاى عيد را نسبت به ساير روزهاى عادى با مشکل سپرى مى کنند؛ چرا که درد جدايى خانواده در روزهاى عيد بيشتر مى شود.

اما محبوسينی که با اعدام محکوم شده اند، مى گويند که انتظار مرگ، خوشى هاى عيد را از آنها گرفته است.

زندانيان محبس پلچرخى کابل، به جرم جرايم مختلف زندانى شده اند، که شمارى از آنها سه روز قبل از عيد، به بلاک پنجم محبس جمع آورى شده اند، که با آژانس خبرى پژواک مصاحبه کردند.

محافظين زندان در جريان مصاحبه، در فاصله اى ايستاد بودند که صحبت هاى محبوسين را شنيده نمى توانستند.

عبدالجليل هفتاد ساله يکى از باشندگان منطقۀ سينک از مربوطات قلات مرکز ولايت زابل نيز يکى از همين زندانى ها بود.

موصوف در صحبت با آژانس خبرى پژواک گفت که به اتهام مخالف مسلح با دولت، بازداشت و به ١٦ سال حبس محکوم شده، که پنج سال را در زندان سپرى  کرده است.

موصوف که ريش کلان سفيد داشت، در مورد روزهاى عيد در زندان گفت: "آزادى نعمت بزرگ خداوند است، وقتيکه آزادى انسان سلب مى شود، تمامى مزاياى زندگى را از دست مى دهد، يک انسان در پشت ميله هاى زندانى حبس مى شود، پس در اين نوع وضعيت عيد چه معنى دارد."

در روزهاى عيد مردم لباس نو مى پوشند، به خانه هاى يکديگر مى روند، براى استقبال مهمانان ميوه هاى خشک و تازه تهيه مى کنند.

اما عبدالجليل گفت که عيد در زندان، مانند عيد مردم آزاد نيست.

به گفتۀ او، حکومت در روز هاى عيد، بدون کدام اعاشۀ عادى به زندانى ها چيزى نمى دهد؛ اما در روزهاى عيد اين آزادى را دارند که با ساير زندانيان بلاک مربوطه، ملاقات داشته و عيد را تبريک گويند.

به اساس معلومات مقامات، در زندان پلچرخى در مجموع ٩ هزار زندانى وجود دارند که دريک بلاک از ٤٠٠ تا ٢٠٠٠ زندانى در اتاق هاى مختلف نگهدارى مى شوند.

عبدالجيل که با تبسم صحبت مى کرد؛ اما علايم درد عميق در چهره اش نمايان بود، گفت که در روزهاى عيد پايوازها اجازۀ داخل شدن به زندان را ندارند؛ اما قبل از عيد به آنها لباس و ميوه هاى خشک مى آورند.

موصوف مکررا از خانوادۀ خود يادآورى کرد و آرمان داشت که عيد را با خانواده و اطفال خود سپرى کند.

او افزود که دو خانم و ١٦ اولاد دارد که تمامى آنها را دوست دارند؛ اما دخترانش را خيلى دوست دارد.

اين زندانى سال خورده افزود: "اولادهاى کوچم که به زندان مى آيند، در زمان رخصت کردن من از دامن مى گيرند، مى گويند که شما نيز همراه ما برويد، اکثريت زندانى ها همين وضعيت را دارند؛ به آنها مى گويم که بچه هايم شما برويد. من يک موتر مى گيريم و به خانه مى آيم، از همين فريب استفاده مى کنيم، تا از زندان خارج شود، طبعاً که دردآور است."

مولوى عبدالعلى ٥٠ ساله باشنده منطقۀ پسته خور ولسوالى کشم بدخشان که به جرم قاچاق مواد مخدر به ١٦ سال حبس محکوم شده و از شش سال گذشته بدينسو در محبس پلچرخى زندانى است، گفت: "دو برادر هستيم، هر دو زندانى هستيم، ١٦ عضو خانوادۀ ما بى سرپرست مانده اند."

موصوف نیز از جدايى خانواده، به ويژه در روزهاى عيد رنج مى برد.

موصوف گفت: "آدم خيلى مايوس مى شود که از خانواده و دوستان خود دور باشد، روزهاى ديگر به شکل عادى مى گذرد، عادت گرفتيم، سخت نيست؛ اما وقتيکه اختر مى رسد، تا حدى سخت است که گاهى مى گويم اى کاش مى مرديم."

مولوى عبدالعلى نيز از اين جدايى و قطع روابط شش ساله با خانوادۀ خود رنج مى برد.

او افزود که اعضاى خانواده اش به خاطرى به پرسان نيامده که اعضاى مرد خانواده اش کوچک اند و زنان نمى توانند که از بدخشان تا کابل سفر نمايند.

موصوف گفت يگانه چيز که به وى اطمينان قلب مى دهد، تماسى تيليفونى به تمامى اعضاى خانواده است که گاهگاهى صحبت مى کنند.

غلام محمد ٣٣ ساله باشندۀ ولسوالى شيخ على پروان که به جرم مخالفت مسلحانه با دولت به ده سال حبس محکوم شده و سه و نيم سال زندان را سپرى کرده، گفت: "زجر بلندتر از اين وجود ندارد که آزادى يک فرد سلب گردد، براى يک انسان هيچ چيز بهتر از خانوادۀ خود نيست، بهترين شب همان است که انسان در زمان غم و خوشى در پهلوى خانوادۀ خود باشد."

موصوف که هنوز عروسى کرده و اکثريت موهاى ريش و سرش سفيد شده، گفت که برادرش قبل از عيد لباس عيدى مى برد؛ اما با آوردن آن، درد زندانش تازه مى شود.

دگروال محمد الله که ٥٥ سال عمر دارد و باشندۀ زرغون شهر ولسوالى محمد آغه است، يکى از زندانيان است که با اعدام محکوم شده است.

موصوف که لباس پاک و سفيد بر تن داشت، ريش را کل کرده و بروت خود رنگ سياه داده بود، دهنش در جريان صحبت خشک مى شد.

محمدالله گفت: " ١٤ سال مى شود که در زندان هستم، در سال ١٣٩٣خورشيدى بازداشت شدم، بعدا فيصله صورت گرفت و در سال ١٣٩٠ خورشيدى به شکل غايبانه به اعدام محکوم شدم."

موصوف افزود: "محکوم به اعدام هستم، اصلاً عيد ندارم، هر لحظه را مانند مرگ سپرى مى کنم؛ اما با وجود آن نيز از خداوند شگرگذار هستم که زنده هستم؛ اما عيد ما عيد نيست، کاملاً نا اميد شدم."

او افزود که مانند وى، صدها تن وجود دارد که با اعدام محکوم شده و در اين محبس، به انتظار مرگ زندگى مى کنند.

موصوف از حکومت خواست که در مورد همچمو محبوسين، بايد يا به زودى فيصلۀ نهايى صادر، اعدام و يا آزاد نمايد؛ چرا که زندگى کردن به انتظار مرگ سخت است.

تمامى محبوسين مذکور، از کارکرد ارگان هاى عدلى و قضايى شکايت داشته و مدعى  بوده اند که محاکم اکثريت فيصله ها به منظور اثبات جرم، بدون در نظرداشت شواهد انجام مى دهند.

اما تمامى آنها از رفتار مقامات محبس ابراز خوشى نموده و گفته اند که با آنها رفتار نيک مى کنند.

مل پاسوال عبدالتواب احمدزى رييس زندان پلچرخى گفت که تمامى زندانيان اين زندان، از حقوق خود طبق قانون برخوردار بوده و علاوه بر آن، زمينۀ آموزش در بخش هاى مختلف به آنها مساعد گرديده است.

گزارش های مربوطه:

تبصره کنيد

اعلانات

Advertisement