خدمات پژواک

بخش عکاسى پژواک

بخش صوتى

پوشش خبری انتخابات

صفحه ویژۀ معادن

Afghan Peace Process Special Page

خدمات پيام هاى تجارتى پژواک

Daily Newsletter

Language
Sending Time (GMT / Kabul time)

یک زن جوان پس از ده ماه اختطاف نجات یافت

یک زن جوان پس از ده ماه اختطاف نجات یافت

May 18, 2019 - 17:50

میمنه (پژواک، ٢٨ ثور ٩٨): پولیس فاریاب از نجات یک زن جوان پس از ده ماه اختطاف و بازداشت دو تن در پیوند به آن خبر داد.

عبدالکریم یورش مسوول مطبوعات پولیس فاریاب، به آژانس خبرى پژواک گفت یک زن جوان ۲۴ ساله به اسم فوزیه که ۱۰ ماه قبل اختطاف شده بود، عصر دیروز از سمت شمالی محبس فاریاب از سوی پولیس حوزه سوم امنیتی کشف و نجات داده شد و در پیوند به آن، دو برادر غلام نقشبند فاعل اصلی قضیه و غلام حیدر برادرش دستگیر گردیدند.

او علاوه کرد که هر دوتن بازداشت شده؛ مظنون هستند و بر اساس ادعای مستقیم سخی محمد پدر فوزیه نام، غرض انکشاف قضیه تحت تحقیق هستند.

وی افزود که فوزیه نام طی مدتی که در قید بوده، مورد لت کوب و بی رحمانه آزار و اذیت قرار گرفته است.

این خانم جوان به پژواک گفت ده ماه قبل غلام نقشبند و برادرش که پسران مامای پدرش می باشند، وی را از راه قریه گدای قلعه مربوط ولسوالی پشتونکوت اختطاف نموده، دست و پاهایش را بستند، به موتر بالا نموده، به ولایت جوزجان بردند، ۷ و نیم ماه در زیر شکنجه قرار داشت، دو و نیم ماه قبل دوباره به شهر میمنه آوردند، به دام زن و فرزند و مادرش انداختند، که هر لحظه لت و کوب می کردند و سرانجام پدرش اطلاع حاصل نموده، پولیس را در جریان قرارداده و امروز نجاتش دادند.

فوزیه داستان را اینگونه آغاز کرد: "صاحب شوهر و دو طفل بودم، غلام نقشبند پسر مامایم در هر جا میدید تفنگچه می کشید، هشدار میداد و میگفت که "ترا میگیرم"، از ترس آبرو به کسی گفته نمیتوانستم، سر انجام روزی کمر درد بودم، بخاطر پیچکاری کردن از خانه بیرون شدم، در راه غلام نقشبند با برادرش پیدا شدند، با چادرم "بُرقع" خفک نموده، به موتر انداختند به سوی شبرغان روان شدند، در کمربند پولیس پرسید؟ گفتند خونریزی دارد، باید عاجل شبرغان انتقال دهیم، از آنجا گذشتند در ولسوالی خواجه سبزپوش رسیدند، لباس هایم را کشیده، فلم گرفتند و بعد به شبرغان رسیدند، ۷ و نیم ماه در یک حویلی زیر شکنجه بودم، هرگاه پشت سودا میرفتند، پیچکاری بی هوشی می کردند، دو نیم ماه قبل به شهر میمنه آورد، از موضوع مادر و زن و فرزندانش خبر شدند، آنها هر روز لت کوب می کردند، راه فرار را بلد نبودم و بخاطر فلمی که قبلا گرفته بودند، از ترس آبرو و عزت خانواده نمیتوانستم فرار کنم، بالاخره پدرم از کدام طریق شنیده به پولیس اطلاع داده و امروز نجات یافتم." 

او از دولت و ارگان های عدلی و قضایی خواست که سخت ترین جزا را باید به اختطاف گران بدهند؛ بخاطريکه شیرازه زندگی او را برهم زدند.

سخی محمد پدر فوزیه که نخواست در مقابل کمره صحبت کند؛ ادعا کرد که غلام نقشبند عضو خانواده اش، بزرگترین خیانت را به حق او و دخترش انجام داده و وی را در جامعه سرخجیل کرده است.

وی گفت که پس از آنکه دخترش مفقود شد، او بالای دامادش شک نمود، به حکومت عرض نمود، دامادش از ترس به ایران فرار کرد، هر چند روز غلام نقشبند با پدر و اعضای خانواده اش برای همدردی در خانه او می آمدند؛ اما غافل از آن بود که خود آنها با سرنوشت دخترش و آبروی وی بازی کرده اند.

نامبره افزود: "یکماه قبل دو نفر دو نزدم آمده، گفتند که دخترت از شوهر قبلی اش طلاق گرفته، میخواهد با غلام نقشبند عروسی کند، من اول باور نکردم، بعداَ جواب رد دادم، از او خواستم دخترم را به خانه برگرداند، دست شکسته درون آستین باشد؛ اما او این کار را نکرد، سرانجام به پولیس اطلاع دادم و آنان را دستگیر کردند."

اما غلام نقشبند، گفته های فوزیه و پدرش را به ارتباط اختطاف رد نموه، گفت که فوزیه از شوهر قبلی اش طلاق گرفته بود، شوهرش ۲۰۰ هزار افغانی از پدر فوزیه مطالبه داشت و از جانبی هم، جان فوزیه در خطر بود و در ضمن به خانه او آمده و پیشنهاد ازدواج کرد، مجبور شد از روی ننگ ۲۰۰ هزار افغانی به پدرش بدهد و به حضور امام مسجد و چند تن دیگر رسما نکاح نماید.

وی به ارتباط آثار لت و کوب و شکنجه در بدن فوزیه گفت که همه آن لکه ها و زخم ها ناشی از لت و کوب پدرش می باشد .

گزارش های مربوطه:

تبصره کنيد

اعلانات

Advertisement