خدمات پژواک

بخش عکاسى پژواک

بخش صوتى

پوشش خبری انتخابات

صفحه ویژۀ معادن

Afghan Peace Process Special Page

خدمات پيام هاى تجارتى پژواک

Daily Newsletter

Language
Sending Time (GMT / Kabul time)

رحمانی: ادبیات می تواند روحیه صلح و مصالحه ملی را تقویت کند

رحمانی: ادبیات می تواند روحیه صلح و مصالحه ملی را تقویت کند

Aug 04, 2020 - 09:13

کابل( پژواک،۱۴اسد۹۹): جنگجوی جوان در مزرعه نشست و کلاشینکوف اش را کنار سنگی ماند، گلویش بغض گرفت و گفت:"با دیدن نام خود در داستان نخست عصبانی، اما بعد متوجه شدم که عملکردهایم، انسان ها رنج داده است."

این سخنان کرکتر فرعی ناولی تحت عنوان «انتقام» است که نویسنده جوان گل الرحمن رحمانی نوشته است.

رحمانی می گوید که جنگجوی جوان یادشده، یک سال بعد از نشر داستان«انتقام» با او رو به رو شد و این ملاقات مسیر زندگی او را تغییر داد، از عمکردهایش پیشیمان شد و اکنون به شغل دکانداری رو آورده است.

  شاعر و نویسنده گل الرحمن رحمانی، که نزدیک به یک دهه در برخی رسانه ها به حیث خبرنگار و ادیتر کار کرده است و از سه سال به این سو در پوهنځی های ادبیات و ژورنالیزم پوهنتون بغلان ایفای وظیفه می کند، می گوید که تغییر در زندگی جنگجوی جوان یادشده ناشی از اثر ادبیات بوده است.

رحمانی ۴۷ اثر تخلیقی، تحقیقی و ترجمه دارد، دوره مکتب را در ولسوالی چک ولایت وردک و دوره لسانس را در پوهنځی ادبیات پشتو در پوهنتون ننگرهار سپری نموده است، ماستری در ادبیات پشتو را در سال ۱۳۹۳ در پوهنتون کابل به دست آورده و اکنون از طریق سکالرشیف نامزد دوکتورا در یکی از پوهنتون های ایران می باشد.

او که در آثار تخلیقی اش پیام های صلح، محبت و آشتی به چشم می خورد، بر نقش و اثر ادبیات در تامین صلح، حوصله مندی، تحمل و ریشه کن کردن خشونت ها تاکید دارد.

 رحمانی در مصاحبه اختصاصی با آژانس خبری پژواک در مورد اهمیت صلح در زندگی انسان ها گفت:« صلح چون آب، غذا و لباس نیاز اساسی زندگی انسان ها است؛ زیرا ملت های بیدار و جوامع مهذب برای بقا و پیشرفت خود اهدافی را تعیین می کنند و برای رسیدن به این اهداف نیاز به طرح پلان ها دارد، این پلان ها تنها در فضای صلح و امن قابلیت عمل را پیدا کرده می توانند و صلح، آشتی و ثبات می تواند ملت ها را به آرزوهای شان برساند.»

به گفته او، افغانستان که صلح و آشتی ریشه های عمیق در فرهنگ و تاریخ آن دارد، اکنون به دلیل ناامنی ها و نداشتن صلح، شهرت منفی در جهان دارد و چهره آن خشن به جهانیان معرفی شده است.

وی تاکید دارد که تحمل، حوصله و احترام- که تحفه اسلام به بشریت است- تنها در باغ صلح قابل پرورش است.

رحمانی در اشاره به اثر ادبیات بر صلح و جنگ می گوید، تاریخ جنگ ها بیانگر آن است که جنگ طلبان و سلطه جویان تنها بر قدرت نظامی و اقتصادی اتکا نکرده اند، بل امکانات بیشتر دسته داشته شان را به هدف دادن مشروعیت و تقدس به جنگ در بخش تبلیغات به خرچ داده و در این راستا از نویسنده ها، ادیبان و شعرای بزرگ وقت کمک طلب نموده و از آن استفاده کرده اند.

این نویسنده و شاعر می افزاید که در ادبیات جنگ، مردم به انتقام، قسی القلب بودن و به هر کس به دیده دشمن نگرستن  تشویق می شوند تا دست به سلاح برند و چهره زندگی زیبا را بدرنگ سازند.

او در مورد ادبیات صلح می گوید:« در ادبیات صلح، بر انتقام گرفتن، ظلم و تمامی عمکردهای ناشایسته خط بطلان کش می شود، ظالمان جاهل، نافهم و حتی قابل ترحم خوانده می شوند، تحمل و حوصله از مشخصات عالی انسانیت و بشریت بوده و حتی تمامی موجودات زنده قابل ستایش، پرورش و زندگی کردن می باشند»

او در زمینه شعر پشتوی یک شاعر را به خوانش می گیرد:   

د سرو لمبو د غرغرو له شوره نه دي خبر**** دا څوک چې جنګ غواړي د جنګ له زوره نه دي خبر

دا خلک دومره د نفرت په ګناه مه ګرموه*** دوی ته ګناه نشته صابره وروره نه دي خبر

رحمانی می افزاید که صلح و ادبیات یکی دیگری را متاثر می کنند و ادبیات چون روانشناسی با نبض، روان و جامعه شناسی ارتباط تنگاتنگ دارد.

رحمانی می گوید:"ملت هایی که جنگ را ندیده اند، ادبیات آنها نیز مسالمت آمیز می باشد و زبان مهربان می داشته باشند، ولی ملت هایی که جنگ را دیده و تجربه کرده اند، زبان آنها نیز متاثر از جنگ، خشن و جنگی می باشد، اما ادباء مسئولیت دارند که حس و علاقه مشترک میان مردم برای صلح ایجاد کنند و در عوض دشمنی ها و خشونت محبت را بین مردم ترویج نمایند."

وی تاکید دارد که شاعر و ادیب باید مردم را از اثرات سوی جنگ و مزیت های صلح آگاه کنند.

استاد رحمانی می گوید که ادبیات زبان عاطفی آشتی، صلح و انسان دوستی می باشد.

او شعر عبدالغفور لیوال تحت عنوان «ژوند ښکلی دی» که در آن از جنگجو خواسته شده است تا از میل تفنگش زنگ مکتب بسازد، نمونه خوبی در این زمینه می داند.

رحمانی می گوید که ایجاد عاطفه و مهربانی در انسان های قسی القلب مسئولیت نویسنده و ادیب متعهد است؛ زیرا زمانی که عاطفه به وجود آمد، آتش بس به وجود می آید و آتش بس دروازه صلح می باشد.

به گفته او بیشتر کسانی که جنگ هایی کنونی را پیش می برند، انسان های محروم و عقده یی هستند که محبت را در زندگی شان تجربه نکرده و قلب های شان چون سنگ خارا سخت شده اند.

رحمانی وضعیت کنونی ادبیات در افغانستان را قابل خرسندی می داند و می افزاید:« در ادبیات کنونی برای صلح به دو نوع کار می شود:" یکی این که چنان تصاویر صلح، آرامی و آشتی ارایه می شود که هر کس با دیدن آن عاشق آن شود، عادت های بد را ترک و مفکوره تشدد را از خود دور کنند و دومی تصاویری دلخراش از جنگ، ویرانی ها و خشونت را ارایه می کنند تا مردم عام چهره خشن و بد جنگ را ببینند، از آن متنفر شوند و تمایل به صلح پیدا کنند."

رحمانی در مورد نقش رسانه ها در تامین صلح در کشور می گوید:"نقش آن خیلی مهم است، باید از زبان دقیق کار گیرند، «جنگجو تسلیم شد» و «جنگجو با پروسه صلح پیوست»، هر دو یک مفهوم را می رساند، اما نخستین جلو صلح را می گیرد و دومی عین مفهوم را با قدردانی ارایه می کند."

او افزود:"همین اکنون متن و تصاویر اعلاناتی که در رسانه ها برای صلح و کمپاین برای نیروهای امنیتی منتشر می شوند، استوار بر تشدد بوده، اعتماد طرف مقابل را حاصل کرده نمی تواند، حتی اعلانات مواد خوراکی و مشروبات (انرژی ها) نیر بر تشدد استوار است، یک تن مشروب را می نوشد، بعد چند تن را لت و کوب و از پا در می آورند."

گل رحمن رحمانی، اعلامیه ها و پیام هایی را انتقاد می کند که در جریان روند صلح منتشر می شود و می گوید که در اعلامیه های و پیام ها از زبان صلح کار گرفته نمی شود، زیرا زبان صلح نرم و زبان محبت، آشتی و مهربانی بوده، اما شعارهای غالب و مغلوب، زبان سخت و طعنه گونه می باشد که نمی تواند فرهنگ صلح را عام سازد.

رحمانی در اخیر مصاحبه اش به ادیبان پیشنهاد می کند که حساسیت وقت را درک کنند، محبت کشور را پرورش دهند، خوبی های صلح و بدی های جنگ را ارایه و به تصویر بکشانند.

علامت: 

گزارش های مربوطه:

تبصره کنيد

اعلانات

Advertisement